خرید بک لینک
. این روز ها که ماه و زمین دور تر شدند . اشعار هم ز بی حصلی بی اثر شدند . . این روز ها که جلد زمین زرد تر شده . مردم چو برگ زرد خزان در به در شدند . . این روز ها که می گذ رد ، کاملا شب است . بس کودکان ز فقر و ستم بی پد ر شد ند . . این روز ها که بر همگان سخت بگذرد . مرحم کجا ؟ که بر دلمان نیشتر شدند . . این روز ها که سود کسان از خیانت است . مردی گذشت و صدق و صفا پر ضرر شدند . . این روز ها که شعر و طرب مرد و خاک شد . بیچا ره شاعران همگی کا رگر شد ند . . این روز ها که نرخ تورم رکورد زد . موران هم از گرانی گند م پکر شدند . . این روز ها که هر چه بگویم از آن کم است . ارکان و وزن و شعر و غزل ، درد سر شدند . . این روز ها که صورتمان سرخ سیلی است . احساس و شوق و ذوق سرود ن هد ر شدند . . این روز ها که پنجه شیطا ن قوی تر است . نا مردمان خصم هنر بیشتر شد ند . . این روز ها نه جای نصیحت بود نه وعظ . در یا دلان اهل ادب مختصر شدند . . این روز های لعنتی بی ثبات تلخ . این روز ها که بی خردان نامور شدند . . این روز ها ی زرد تر از رنگ زرد مهر . سا لو سیان رنگ و ریا معتبر شد ند . . این روزها که داد رسی نیست در جهان . جام آوران میکده بیداد گر شدند . . این روز

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 6:08

گفتم حالا که نامی از فریدن توللی ، این شاعر گرانقدر خطه ، شیراز به میان آمد، حیف است شعری از ایشان را در اینجا ، ننویسم. البته لازم به ذکر است که ، سوتفاهم نشود. این شعر هیچ ارتباطی ، با امروز جامعه ما ندارد. مال سال 1341 است . ترسم ز فرط شعبده ، چندان خرت کنند تا داستان عشق وطن باورت کنند من رفتم از چنین ره و دیدم سزای خویش بس کن تو ، ورنه خاک وطن بر سرت کنند گیرم ز دست چون تو، نخیزد خیانتی خدمت مکن که رنجه به صد کیفرت کنند گر وا کند حصار {قزل قلعه} لب به گفت گوید، چه پیش چشم تو با همسرت کنند بر زنده باد گفتن این خلق خوش گریز دل بر منه که یک تنه در سنگرت کنند پتک اوفتاده، در کف ضحاک و این گروه خواهان ، که باز کاوه اهنگرت کنند ایران، همیشه دوزخ ارباب غیرت است آتش منه به سینه که خاکسترت کنند چون، گوژ گشت آینه، تصویر بر خطاست تاریخ نیست، اینکه مدام از برت کنند زنجیر عدل خسرو و آن خر که شکوه کرد آورده اند تا به حقیقت خرت کنند زآن پادشه ، به خون کسان تشنه تر، نبود لیک این به کس مگو، که ز خس کمترت کنند نخوت فروش تخت جم ، ای بی هنر، مباش تا خود علاج فقر جنون پرورت کنند فخرت بود به کورش و دستت چو اردشیر دایم دراز تا کمکی دیگرت کنند لاف از قضیب عاریه کم زن که وقت کار شرم آید ار به حجله بخت اندرت کنند در آن وطن که قدرت بیگانه حاکم است رو خار ره مشو، که چو گل پر پر ت کنند عیار باش و دزد و ز

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 6:08

دیدید بعضی بازی ها رو....

چه برنده بشن چه بازنده..

در دوصورت باختن.

به این میگن بازی دو سر باخت.

اااااااااااااااااا

اره ...

شما دلت شور نزنه.

///


برچسبها: بحث
|+| نوشته شده توسط سید حبیب رحیمی در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ |

برچسب: نویسنده: هلیا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 7:34

صفحه بندی